ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
سرآغاز 7
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى )
اين فصلى است از رسايل ابو الفضل شاگرد ابو نصر مشكان دبير سلطان محمود ، مشتمل بر چند سخن كه دبيران در قلم آرند . بدان كه بجاى بستاخى انبساط نويسند ، و بجاى خويشتن كشيدن انقباض . . . « 1 » در بررسى واژگان اين كتاب مىبينيم كه چون نويسنده مىكوشيده تاريخ او به زبان فارسى همه فهم باشد ، همان راه را مىپيمايد كه نويسندگان در سدههاى پيش مى پيمودهاند . بارى افسون بيهقى در او نيز كارگر افتاد ، و هنگام سنجش كار او با ترجمهى بلعمى مىبينيم كه واژههاى عربى بيش از آنان به كار مىبرد . با اينهمه دريافتن مطالب اين كتاب براى فارسى زبانان امروز هميشه چندان آسان نيست . آرى ، اين كتاب به زبان فارسى است ، ولى زبان فارسى نهصد سال پيش . همين اندازه هم كه كموبيش متنهاى اين چنينى از آن زمان امروز كموبيش فهميده مىشود ، از جمله شگفتيهاى روزگار است . زبانى با ديرينگى نهصد يا هزار سال ( شاهنامه ، قابوسنامه ) در ميان زبانهاى فرهنگى جهان كمياب است ، اگر ناياب نباشد . آنكه كتاب تاريخ ايران و كشورهاى اسلامى و همسايهى ايران را از آغاز آفرينش ، آن هم " به اختصار " چنان كه پيشنهادهى او بود ، مىخواهد بنويسد ، كجا وقت آن دارد كه راه اطناب بپويد و به صنايع لفظى بپردازد . سجعسازى و قافيهپردازى كجا و فهرستوار و كوتاهنويسى كجا ؟ . « 2 » دشوارى دريافتن مطالب اين كتاب در جاهاى ديگر است : نخست اينكه ، چنان كه ياد شد ، اين كتاب به زبان فارسى كموبيش نهصد سال پيش است ، و پيداست كه اين زبان در درازناى زمان دگرگونيهايى خواهد يافت ، چه در واژگان و چه در جملهبندى . از اين دست است به كار بردن واژههايى كه امروز به كار نمى روند ، يا اگر به كار مىروند معناهاى ديرين خود را از دست دادهاند : اندر گرفتن - آغاز كردن ، بدنه - جامهى بىآستين ، راست كردن - هموار كردن ، بجاى - در حقّ ، از - در ،
--> ( 1 ) صادق كيا " چند سخن كه دبيران در قلم آرند " ، تهران 2535 شاهنشاهى . ( 2 ) پنجاه سالى پيش از نويسندهى " مجمل التّواريخ و القصص " عنصر المعالى كيكاوس نويسندهى " قابوسنامه " مىنويسد : " . . . در نامهى تازى سجع هنرست و سخت نيكو خوش آيد لكن در نامهى پارسى سجع ناخوش آيد ، اگر نگويى بهتر بود . " ( ويرايش سعيد نفيسى ، تهران 1312 ، ص 152 )